سارا: خوش رفتاری بیش از حد بعضی وقت ها نوعی بدرفتاری محسوب میشود خانم، فقط کتک زدن نیست. مثلا اگر ما بیش از حد به نیازمندان توجه کنیم اینمساله باعث میشه به آن ها بر بخورد که چرا مثل انسان های عادی باهاشون برخوردنمیشه و این نوعی بدرفتاری است.
رژینا: خانم اختیار را از کسی گرفتن نوعی بدرفتاری با فرد است.مثلا یک بچه ی نیازمند یک کفش خاصی رو دوست داره داشته باشه و ما می خواهیم برایشکفش بخریم اگر به زور بگیم فلان کفش را باید برداری چون ما داریم پولش را می دهیم،نوعی بدرفتاری است.
پگاه:خانم بی توجهی به حرف ها و خواسته های یک فرد هم نوعی بدرفتاری با او است.
رها:بد حرف زدن با کسی هم بد رفتاری با اون آدم هست.
موارد بیشتری را هم بچه ها نام می بردند که خیلی برام جالب بود واین ها چندتا از چیزهایی بود که سر کلاس می گفتند. در ادامه ازشان پرسیدم بدرفتاری فقط با انسان های دیگر اتفاق می افتد؟
شبنم: نه خانم! با حیوونا هم میشه بدرفتاری کرد.
رها: خانم با گیاهان.
پریا: خانم حیوونا هم خودشون باهم بدرفتاری می کنند.
مانلی: خانم با محیط زیست کلا.
من: خیلی خوب بود بچه ها، به نظرتون با خودمونم میشه بدرفتاری کنیم؟
وانیا: بله خانم! مثلا خودکشی کردن یک نوع بدرفتاری با خودمون هست.
مرسده: یا خانم کارهای خطرناک کردن هم یک نوع بدرفتاری با خودمونه.
رها: بی توجهی کردن به خودمونم میشه یک نوع بدرفتاری با خودمون.
سارا: سرزنش بیش از حد خودمون هم یک نوع بدرفتاری با خودمونه.
من: خب خیلی خوبه بچه ها! تا حالا فهمیدیم با 1-انسان های دیگر،2-حیوان ها، 3-گیاهان، 4-خودمان می شود بدرفتاری کنیم. به جز اینا بهنظرتون ممکنه با موردهای دیگه ای هم بد رفتاری کنیم؟
کلاس کمی سکوت شد...
رها: خانم دعوام نکنیدها! اصلا منظوری ندارم ها! واقعا ببخشید!خودم میدونم این کار درست نیست، اما بعضی وقت ها، بعضی ها با چیزهای دینی و خدا همبدرفتاری میکنن. مثلا ببخشیدا بعضی ها قرآن رو آتیش می زنند یا به خدا فحش میدن!اینا رو هم میشه بگیم؟
من: خیلی عالیه رها! پس یک مورد دیگه اضافه می کنم به مواردتون،مورد پنجم بدرفتاری با خدا.
سارا(با ترس خاصی): خانم نباید راجع به این چیزها حرف بزنیم. خانماینا مسائل دینی هست. درست نیست درباره پاره کردن قرآن و آتیش زدنش حرفبزنیم.
من: سارا شلوغش نکن! اجازه بده! ما حرف بدی نمیزنیم، می خواهیمدرباره یک چیزهایی بحث کنیم. بعدشم بد رفتاری با خدا فقط اینه که ما قرآن آتیشبزنیم و به خدا فحش بدیم؟ مثلا اگر ما به حرف خدا گوش ندیم چی؟ اینم میتونهبدرفتاری باشه؟
همشون کمی فکر کردن و گفتن بله خانم!
زنگ خورد و بهشان گفتم بقیه بحث را میذاریم برای جلسه بعد و میتونید این یک هفته راجع به بحثمون فکر کنید. زنگ تفریح پگاه و رها و پریا اومدنپیشم.
رها: یعنی خانم اگر نتونیم نمازمونو بخونیم، سختمون باشه! با خدابدرفتاری کردیم؟
چزی نگفتم.
پگاه: خانم دایی های ما هیچکدوم نماز نمیخونن، ما هم نمازنمیخونیم. اما فکر نکنیم خدا ناراحت بشه، ناراحت میشه خانم؟ یعنی با خدا بدرفتاریمی کنیم؟
نمی دانستم چه بگویم. نباید چیزی را بهشان القا می کردم؛ نبایدپاسخی بهشان می دادم؛ خودشان باید فکر می کردند و به چیزی میرسیدند؛ خودشان باهمباید به سوالشان پاسخ می دادند، واقعا مونده بودم چه بگویم...
پینوشت1: خیلی برایم جالب بود که با بحث «بد رفتاری» دانش آموزهام به اعمالدینی داشتند اهمیت می دادند. هیچکدام از بچه های کلاسم نماز نمیخوندن و نمازنخوندن براشون عادی بود، اما تا بحث بد رفتاری با خدا پیش آمده بود، همه شان یکجوری نگران شده بودن. دانش آموزهام از ترسشون قرار نبود به اعمال دینی توجه داشتهباشند، خدا برایشان یک موجود ترسناک نبود که اگر نماز نخوانند مجازاتشان کند. خدابرایشان یک موجود خوب و مهربان بود که آن ها دوست نداشتند باهاش بدرفتاری کنند.برای همین دغدغه پیدا کرده بودند که مبادا با انجام ندادن اعمال دینی با این موجودخوب و مهربان بدرفتاری کنند... گویا بد رفتاری خدا با آن ها برایشان معنا نداشتبلکه بد رفتاری آن ها با خدا برایشان معنادار بود و این طرز تفکر بچه هایم خیلیبرایم دوست داشتنی است.
پی نوشت2: بحث کلاس را اینجا خیلیخلاصه نوشتم، یک چیزی حدود یک ساعت در کلاس بحث مفید داشتیم(به جز شوخی ها وصحبت های اول کلاس). و البته اینکه چرا بچه ها فکر می کردند گوش ندادن به حرف خدانوعی بدرفتاری با خدا است جای بحث دارد که پایان یافتن زمان کلاس اجازه ی بحث رانداد.ما را در سایت خوش گذشتن دنبال میکنید
برچسب: بد رفتاری با حیوانات,بد رفتاری با کودکان,بد رفتاری با مادر,بد رفتاری با رابعه اسکویی,بد رفتاری با کودک,بد رفتاری با زن,بد رفتاری با پدر و مادر,بد رفتاری با مهمان,بد رفتاری با والدین,بد رفتاری با پدر, نویسنده: بازدید: 5