به نام او...
موضوع کلاس «مجازات و خطا» بود. چند موقعیت برای بچهها در نظر گرفته شده بود که باید در آن موقعیتها میگفتند فرد دچار خطا شده یا نه؟ مستحق مجازات هست یا نه؟ و سوالهایی اینچنینی. یکی از موقعیتها رفتار ژان والژانِ بینوایان بود. ژان گرسنه است و تکه نانی را از مغازهای یواشکی برمیدارد. آیا کار اشتباهی کرده؟ باید مجازات شود؟
بچهها دو گروه شده بودند. یک گروه معتفد بودند کار ژان اشتباه نبوده و عدۀ دیگر معتقد بودند ژان خطاکار است و باید مجازات شود. دلیل گروه اول این بود که خب ژان گرسنه بوده. نیاز داشته. باید نیاز گرسنگیاش را رفع میکرده. گروه دوم با دلیل ذکرشده مخالف بودند. استدلالشان این بود که ما خیلی وقتها نیازهای زیادی داریم و اگر بخواهیم به همۀ آنها پاسخ بدهیم به هر روشی نمیشود. دخترها نمیدانستند موقعیتی که برایشان ترسیم شده، از داستان بینوایان اقتباس شده. و حدسشان این بود که ژانِ داستان یک کودک است. اجازه دادم با همین فرض جلو بروند. گروه اول معتقد بود یک کودک توانایی تحمل گرسنگی را ندارد. با یک آدم بزرگ متفاوت است. داشتن غذا از حقوق اولیۀ یک کودک است. پس کودک حق داشته چنین کاری کند و نباید مجازات شود. گروه دوم معتقد بودند عدم توجه به این رفتار آثار تربیتی دارد. ممکن است کودک همین کار را رویه خود کند. گروه اول در این حد قانع شده بود که باید نسبت به این کار کودک عکسالعمل نشان داد. اما این عکسالعمل به چه صورت باید باشد؟ آناهیتا میگفت باید کودک بفهمد کارش اشتباه است. اما مثلا خیلی مهم است که مچگیری نکنیم. به یک روش دیگهای بهش بفهمانیم این کار اشتباه است. مثلا ما در امتحانها تقلب میکنیم. مچمان را هم میگیرند و تنبیه میشویم که مثلا دیگه تکرار نکنیم این کار را. اما تکرار میکنیم. چرا؟ چون راهش این نیست و این روش اشتباه است که جواب نمیدهد. ریحانه معتقد بود ما باید کمکش کنیم که دیگه این کار رو تکرار نکنه. مثلا زمینه را برایش فراهم نکنیم. میشود پولی بهش داد که دزدی نکند. یاسمن با این کار مخالف بود. یاسمن معتقد بود این کار باعث میشه گذاپروری رواج پیدا کنه. چرا باید الکی یک پولی را به یک نفر بدهیم بدون اینکه کار خاصی کرده باشد؟ علاوه بر این که آن پول تمام میشود، خب باز هم ممکن است برود سراغ دزدی. باید راهکاری را استفاده کنیم که هم وابسته به پول دیگران نباشد و هم اینکه اگر شرایط برایش مهیا نبود یک راهی جز دزدی به ذهنش برسد. از بچهها پرسیدم مثلا یک بچه چه کار میتونه کنه اگر بهش کمک پولی نکنیم و دزدی هم نخواهد کند؟ عسل معتقد بود میشد به مغازهدار بگوید برایش مغازهاش را تمیز میکند و به جایش یک تکه نان بهش بدهد. خیلی خوب بود. پرسیدم خب تا اینجا خوب بود. اما اون بچه به هر حال یک کار اشتباهی کرده. نباید تاوان کار اشتباهش رو ببینه؟ به هر حال باید مجازاتی براش در نظر گرفته بشه یا نه؟ بهار موافق بود به شرطی که مجازات طوری باشد که اثر داشته باشد و متناسب باشد.
در آخر به این نتیجه رسیدیم که کودک میتوانسته به جای دزدی و رفع نیازش کار دیگری کند. اما دزدی را انتخاب کرده و کارش خطا بوده. باید تاوان این اشتباه را بپردازد علاوه بر اینکه تنها مجازات و ترس از مجازات کافی نیست برای تکرار نشدن. مهم است متوجه بدی کار شود و ما هم بهش کمک کنیم تا کار اشتباه را تکرار نکند.
ما را در سایت خوش گذشتن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20